تبليغاتX
به نام خدای لیلی و مجنون

به نام خدای لیلی و مجنون

عاشق بی معشوق که عشقش ضمانت جدایی نشد و نبودنش برای عشقش خاطره شد

 ساده نبود گذشتن از تو برام    

   ساده نبود کوچ از لحظه هام

   ساده نبود قصه بی تو بودن          

     ساده نبود هق هق شب گریه هام

   چه ساده دل بریدی اشک منو ندیدی             

     رو خاطرات قشنگمون کشیدی

   اما به انتظار برگشتنت می مونم    

         شب تا سحر غزل غزل می خونم

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط نرگس |


زندگي رياضيات است ؛ پس:


 

خوبي ها را جمع کن،شادي ها را ضرب کن


 

محبت و علاقه را به توان برسون


 

از نفرت جذر بگير


 

بدي هارا تفريق کن


 

کينه و دشمني را تقسيم

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط نرگس |


من که غیر از تو کسی یاری ندارم یا حسین یا ابوالفضل

برتـو وبر لطــف تــو امـیدوارم یا حســـین

هرکجا وصف گل است از خار هم آید سخن

تو گـل زهـرا ومن، پای تو خارم یا حسین

دردم جـان دادنـم ای جـان زهـرا! برسـرم

یک قدم بگذار، من چشم انتظارم یا حسین

افتـخارم بس که عـمری سـاکن کوی توام

از تو باشد نی زمن،این افتخارم یا حسین

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط نرگس |


    تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو کیستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سر گشته روی گردابم

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه

تو دور دست امیدی وپای من خسته است

چراغ چشم تو سبز است وراه من بسته است

تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 8:8 بعد از ظهر توسط نرگس |


توی قلبم دیگه هیچ کس مثل تو پا نمی ذاره

تو که رفتی دل تنگم دیگه همسایه نداره

با تو بودن دیگه رویاست با تو موندن مثل قصه

حتی نیستی تو خیالم، پر زدی مثل پرنده

هر چی که خاطره داشتم از روزای با تو بودن

حتی یک جمله نمونده برای دوباره خوندن

رفتنت مثل یه خوابه مثل یک کابوس غمناک

مثل یک دربه دری که مونده بین برف و کولاک

رفتی اما جاگذاشتی دلی که همسفرت بود

هر کجا که پا می ذاشتی سایه ی پشت سرت بود

دوباره تنهای تنهام مثل روزای گذشته

لحظه های بی تو بودن کمر منو شکسته

کاش می شد تو رو ببینم توی رویای شبونه

کاش می شد برات بخونم با صدای عاشقونه

اما افسوس من اینه که دیگه نیستی کنارم

جز تحمل دقایق دیگه چاره ای ندارم

گفته بودی واسه چشمام از همه دنیا بریدی

تو می گفتی عاشقونه منو به دنیا نمیدی

اما رو چشمای خیسم غم تنهایی نشوندی

زدی آتیش به غرورم منو از ریشه سوزوندی

می دونم دوسم نداری

 
 

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط نرگس |


 

از زندگی و این همه تکرار خسته ام .

از های و هوی کوچه وبازار خسته ام.

دلگیرم از ستاره و آزرده زماه

امشب دگر زهر کوچه و هر کار خسته ام.

بیزارم از خموشی تقویم روی میز و

دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام.

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

از خود که بی شکیبم و بیمارم خسته ام.

تنها و دلگرفته و بیزار و بی امید و متنفر از همه پسرها جز او 

از حال من مپرس که بسیار خسته ام.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط نرگس |


 

 اون كه يه روز مي گفت واست مي ميره   مي گفت دلش به عشق تو اسيره

وقتي ديدش كه اومده به قلبت     مي بيني كه حرفاشو پس مي گيره

 

اون كه يه روز مي گفت بيا كنارم    مي گفت كه جز تو كسيو ندارم

 

وقتي نشست حرفاي اون به قلبت       مي گه دارم سر به سرت مي ذارم

 

اون كه يه روز نگاه به چشم تو كرد       اورد به دلت رنج و غمو آه و درد

 

وقتي كه ديد شده خداي قلبت    مي گه برو و ديگه هم برنگرد

 

اون كه مي گفت تا پاي جون باهاتم       به انتظار ديدن چشاتم

 

مي بيني كه سنگ صبور نيست واست     بهت مي گه عاشق گريه هاتم

 

اون كه يه روز مي گفت شده ديوونه    زمزمه كزد حرفاي عاشقونه

 

تنها مي ذاره تو رو با غصه هات    مي بيني كه سفر مي ره شبونه

 

اون كه يه روز جون واسه عشقت مي داد   قسم مي خورد يه روزي پيشت مياد

 

مي بيني كه يادش مي ره حرفاشو     ديگه كنارت بودنو نمي خواد

 

اون كه مي گفت مقدسه سكوتت      نجيبه ذره ذره ي وجودت

 

وقتي داره مي ره بهت مي گه كه      فرقي نمي كنه بود و نبودت

 

اون كه مي گفت تو هديه ي خدايي     نمي بيني هيچ موقع بي وفايي

 

مي گه تموم شده ديگه فرصتم     رسيده حالا لحظه ي جداييو می گه دوست نداشته

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 2:36 بعد از ظهر توسط نرگس |


مینویسم زیرا فقط این نوشته ها هستند که حرفهایم را باور

خواهند کرد زیرا در هنگام نوشتن این حرفها شاهد حالو روزم

بودند شاهد اشکهایی که از چشمانم سرازیر میشد بودند در

 این دنیا بزرگ حتی یک نفر مرا نفهمید حتی یک نفر نخواست

که حرفهای دلم را بشنود چه سخت است در این دنیا  بزرگ تنها

 باشی تنهای تنها

 تو این دوره زمونه اگه خودتو کوچیک کنی ارزشتو از دست

میدی اگه غرورتو بشکنی میشکننت فکر نمیکردم مجبور بشم به

 این زودی تو زندگیم بشکنم اما دیگه تحمل این شکستو ندارم

نمیدونم شاید فقط مرگ بتونه غم این شکستو از من دور کنه

  وقتی صدای اس ام اس اومد فکر میکردم برام نوشته  منم

دوست دارم اما وقتی خوندم نزدیک بود سکته کنم البته نباید

چنین توقعی میداشتم من خیلی وقت بود میدونستم جوابش

چیه اما خودمو به نفهمی زدم خدایا ازت ناراحتم چرا پایان

 عشقی که خودت تو دلم کاشتی باید این باشه میدونم عشق

به یه پسر  خیلی عجیبه اما خودت میدونی که..................

 خودت این عشقو تو دلم کاشتی خدایا این مدت حرفهای همرو

تحمل کردم هرکی هرجور خواست در موردم فکر کردهرجور

 حرفی رو در مورد عشقم شنیدم و توهین های زیادی بهم 

 شدو هنوزم مریضم اما چیزی نگفتم اما خدا نباید

 اینجوری عشقمو ازم میگرفتی حداقل قلب منو میکشتی چرا

بایداینجوری بشه مگه من چی میخواستم  خدا دیگه نمیتونم

تحمل کنم فقط مرگ برام مونده پس نمیتونی گناه خودکشی رو

 پای من بنویسی  چون تنها راهی که مونده برام ولی بازم صبر

 میکنم خدایا کمکم کن

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط نرگس |


داستان زندگی من داستانی است که متن ان وجود تو و پایان ان نبوده توست پس زندگی من و لحضات خوشش بدون تو معنی جز پوچ بودن نمیدهد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط نرگس |


o0oo0o0opppsSsS!!!!!

 

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به

 

 هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه اما

 

 نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به

 

 يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي

 

 شد از اون كه از من پرمی گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه

 

مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي

 

ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي

 

داد دل به هر كس نمي داد!!گفت چشاتو ببندو منتظرم بمون اما رفت و

 

 دیگه بر نگشت.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط نرگس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به نام تنها شاهده اشک های شبا نه ام
دختری تنهاو عاشقم که از دیاره غربت به سرزمین عشق امدم و جز ناراحتی و بدی چیزی ندیدم


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

محمود
پیام جونم
رضا
نرگس
دنی
نا ارام
سارا
کرامت
ثنا
فاطمه
سورنا
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

خرداد 1388

اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه